کلمه

 

تماس با ما |  یادداشتهای روزانه |  دلتنگیهای من |  در غروب انتظار |  قافله عشق |  یاد ایام |  حاشیه 

 

 

يه جايي تو بچگي

 
 

[6 رای]
 
 

به من نگاه كن، با دقت تو چشمام نگاه كن.چرا فكر ميكنم كه برام آشنايي؟!من مطمئنم كه قبلا جايي ديدمت!يه كمي دقت كن شايد يادت بياد.نگاهت،صدات،مدل حرف زدنت .من مطمئنم تو رو قبلا يه جايي ديدم.شايد وقتي تو كوچه پشتي خونمون سوار دوچرخه بودم، ترك من سوار شدي تا زود تر به صف نانوايي برسي .يا شايد وقتي تازه واري ساختمان ما شده بوديد تو اولين كسي بودي كه تو پاگرد پله ها با من روبرو شدي مطمئنم كه نگاهت برام آشناست.

يه كمي فكر كن.صدايي كه از من پرسيد :توپت رو به من قرض ميدي،صداي تو نبود؟ يا وقتي گرگم به هوا بازي مي كرديم، صدام زدي كه گرفتمت تو گرگي!يه بار ديگه صدام كن.من مطمئنم كه صاحب اين صدا رو مي شناسم .اون چشم ها وقتي كه زير بارون مثل موش آب كشيده شده بودم،پشت پنجره مال تو نبود؟!

وقتي از كوچه مون مي رفتي ،برات دست تكون دادم،ولي تو فقط نگاه كردي.يادت هست؟دوباره به من نگاه كن،ميدونم كه من رو شناختي مطمئنم كه يه جايي ديدمت.يه جايي تو پرسه هاي بچگي،من مطمئنم...

 
 
 

امتیاز بدهید:

 
 
 

 

نام

ایمیل *

ارسال

عضویت
عدم عضویت
 

 

.

آمار بازدید سایت
 

بازدید کل سایت

23110 بازدید

بازدید این مطلب

33 بازدید

بازدید امروز

1 بازدید

بازدید دیروز

0 بازدید

جزییات بیشتر آمار سایت

نوشته ها بسته به دلگیری روزگار است.بخند رفیق و بدان هر چه که نوشته می شود از آن خودمان است مگر آنکه نامش را ذکر کرده باشیم..معرفت حکم از آن دارد که حق را برای ((مقداد آن لاین)) محفوظ بدانی.