|
|
|
|
| |
روایت کرده اند که ... |
|
| |
|
|
| |
|
روایت کرده اند که ...
يك روز آقا كلاغه نشسته بود روي شاخه درخت و با ناخُناش بازي ميكرد! آقا خرگوشه كه داشته ازون زير رد ميشده نگاه ميكنه، ميبينه كلاغه اون بالا واسه خودش خوشحاله بهش ميگه: آقا كلاغه! فكر ميكني منم ميتونم بشينم اين زير با ناخنام بازي كنم؟! آقا كلاغه هم ميگه: بعله كه ميتوني! خلاصه آقا خرگوشه هم ميشينه زير درخت و شروع ميكنه با ناخناش بازي كردن. هنوز پنج دقيقه نگذشته بوده كه آقا روباهه از پشت يك بوته ميپره و آقا خرگوشه رو يك لقمة چپ ميكنه. - نكتة مديريتي1: براي اينكه آدم بتونه صبح تا شب بشينه يكجا و با ناخناش بازي كنه، بايد اون بالا بالاها نشسته باشه
نکته مدیریتی 2:هر کی از ایده هات باروی گشاده استقبال میکنه این طور نیست که حتما خیر و صلاحت رو بخواد
نکته مدیریتی انسان شناسی: شما حیف شدین ناجور
|
|
|
| |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| |
|
بازدید کل سایت |
23087 |
بازدید |
|
بازدید این مطلب |
13 |
بازدید |
|
بازدید امروز |
1 |
بازدید |
|
بازدید دیروز |
2 |
بازدید |
|
جزییات
بیشتر آمار سایت |
|
|
|
|
|
|