کامپیوتر در واقع یه چیز نیست چند تاست. از همه مهمتر، اول یه تلویزیونه که فقط یه کانالو می گیره. تازه این کاناله با همه کانالهای تلویزیون تو هال و حتی تلویزیون خونه بچه همسایه مون فرق داره. حتی یه مغازه بغل بقالی عباس آقا هست که آقا هه خیلی تلویزیون دوست داره واسه همین یه عالمه تلویزیون تو مغازه شه. من همه تلویزیونای اونم دیدم هیچ کدوم این کاناله رو نداشتن.خوبی این کاناله اینه که:
1- قبل سریالاش آقای مجری نداره .
2- ساعت 2 اخبار نداره.
3- هر سریالش که خسته شدی می تونی دیگه نشونش ندی.
4- من سریال اینترنت رو از همه بیشتر دوست دارم.
5- تازه، خونه بچه همسایه مون اینا سریال بازی هم داره.
6- تا وقتی بابا خونه نباشه همه سریالاشو دوست دارم.
اما کارتوناش وقتی بابا میاد مثل بقیه کانالها قطع می شه .
یه چیز دیگه هم این که اگه نگاش نکنی زود قهر می کنه برنامه هاش قطع می شه. یه روز داشتم نگاش می کردم یهو جیشم گرفت . وقتی برگشتم دیدم برنامه هاشو قطع کرده هر چی ازش خواهش کردم گوش نکرد . آخرش عصبانی شدم با مشت زدم تو سر ماوس مثل اینکه کتک دلش می خواست دوباره برنامه هاشو پخش کرد . اینو گفتم که شماها هم یاد بگیرین چه جوری باهاش آشتی کنین.
خوب چی می گفتم؟ آها...
بقیه چند تا چیز دیگه:
یه ماوس که در واقع یه سنگ پای رنگیه. در ضمن بعضی جاهاشو که فشار می دی صدای نوک جوجه پسر همسایه مياد.
یه عالمه کلید که عین شکلاتن .شایدم واقعا شکلات باشن ولی مامان و بابا نگفتن بهم که دندونام خراب نشه. حالا بهتون می گم بعدا که واقعا چی ان. چون می خوام فقط یکی شونو بکنم بخورم ببینم چه مزه ایه. آخه یکی تابلو نیست ولی اگه یهو همه شو بخوری مامان می فهمه . دکتر می گه به اینا می گن صفحه کلید ولی آخه اولا اصلا دور و برش کاغذ نیست. بعدشم این همه کلید چرا. تو راهروی خونه هم دیگه نهایت سه تا کلیده. حتی از مال خونه عمو که یه عالمه زنگ داره،خیلی خیلی بیشتره.
آخریش هم یه جعبه گنده که خیی بی بخاره و به درد هیچی نمیخوره.فعلا برین این چیزایی که گفتم تمرین کنین تا دفعه بعد.